خرید بک لینک
و این گونه شد که ما رفتیم دکترا

**هم اتاقی کسی بود که جواب تبریک سال نو رو نگفت !!کسی بود که این همه من.....**

برچسب: دکترا,دکترای پیوسته بیوتکنولوژی,دکترانوشه,دکترا بدون کنکور,دکترای پژوهش هنر,دکترای سلامت امواج,دکتر از,دکترای پرستاری,دکترا در کانادا,دکترای تخصصی, نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 13:42

بچه بودم روضه داشتیم.خوابیده بودم, بیدار شدم, دیدم گشنمه, رفتم آشپزخونه دیدم پام رفته تو سینی حلوا .... کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری بود ... دیدم گند زدم... یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم... دیدم صدای جیغ میاد ... گفتم ای داد بیداد ، آقا گندش در اومد ... رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون و چند نفر هم غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی ... اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن, همه محله صف کشیدن تا یه ذره واسه تبرک ببرن ... شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت تا شفا بگیری..... جای پای حضرت است! "صادق هدایت"

برچسب: حلوا,حلوای هویج,حلوا ارده,حلوا شکری,حلوان,حلوای شیر,حلوات صغيرات كاذبات,حلوات,حلواني العبد,حلواني, نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 13:42

حدودا ۶ ماهی که میشه میرم باشگاه و بقول دوستام ورزیده شدم .ورزش چیز خوبیه .حس خوب و دلچسبیه .

دیگه نوشتنم نمیاد .فقط می دونم که میخام رو داستان ناتمام کار کنم و تمامش کنم

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 13:42

صفحه بندی